کلکسیون برتر
تبلیغات
برگزیده های سایت

همه چیز در خصوص بیماری کبد چرب و روش های درمان آن

اگر چربی ذخیره شده در کبد حدود ۵ الی ۱۰ درصد وزن اندام‌های بدن را تشکیل داده باشد، مبتلا به کبد چرب خواهید بود. بیماری کبد چرب دو نوع است یک نوع آن با نام کبد الکلی و دیگری با نام کبد چرب غیر الکلی شناخته می‌شود. کبد چرب حاملگی شرایط نادر دیگری است که […]

خواص ، فواید و ارزش غذایی سیب زمینی برای سلامت بدن

در میان هزاران نوع سیب زمینی که در دنیا وجود دارد، سیب زمینی قرمز، آبی و زرد محبوب ترین نوع در میان افراد است. سیب زمینی محصول گیاهی شماره یک در ایالت متحده آمریکا محسوب می‌شود و بعد از برنج، گندم و ذرت ، چهارمین محصول گیاهی پر مصرف در جهان است. از لحاظ تاریخی، […]

اطلاعاتی ارزشمند و مهم در مورد ویتامین C و فواید آن

ویتامین C که به عنوان اسید اسکوربیک نیز شناخته شده است یک ویتامین محلول در آب است که به طور طبیعی در برخی از غذاها یافت می‌شود و به برخی از مواد نیز اضافه می‌گردد. همچنین شما می‌توانید ویتامین C را به صورت مکمل نیز دریافت کنید. انسان‌ها بر خلاف بیشتر حیوانات، قادر به سنتز […]

بهترین روش های از بین بردن موهای زائد برای خانم ها

رفع موها از جمله روشهای روتین زیبایی برای  خانم هاست ممکن است از روشهای گوناگونی جهت رفع موهای زائد در نواحی مختلف صورت و بدن استفاده .کنید ممکن است برای رفع موهایتان به فکر روش های رفع دائمی مو نیز باشید که در این صورت صبح ها کار زیبایی کمتری دارید . شما انتخابهای گوناگونی […]

هر آنچه باید در خصوص جراحی باریاتریک بدانید

افرادی که از جراحی بالون معده برای کاهش وزن خود استفاده می کنند بهتر است بدانند در معرض برخی مشکلات قرار خواهند گرفت با توجه به کوچک شدن حجم معده در این افراد رژیم غذایی و تحرک آن ها باید طبق توصیه های پزشکی پیش برود تا به بدنشان آسیبی وارد نشود . قبل جراحی […]

تشخیص سلامت کلی افراد از روی ظاهر آنها

آیا تا به حال به ارتباطی که میان ظاهرتان و بیماری ای که ممکن است برای شما اتفاق بیفتد فکر کرده اید.جالب است بدانید بسیاری از نشانه های ظاهری می تواند نشان دهنده ی وضعیت جسمانی شما باشد.اگر ظاهر شما خسته است و یا آرنجتان پوسته پوسته شده است و پینه بسته است بهتر است […]

طب سوزنی راهی مطمئن برای درمان یبوست مزمن

یک نوع عارضه در دستگاه گوارش بوجود می آید که بر اثر آن در رودهٔ بزرگ مواد دفعی سفت خواهند شد و سختی و درد همراه با دفع آن میباشد.این عارضه را یبوست میگویند که نوع حادش میتواند روده را ببند و حتی امکان دارد فرد را به پای عمل جراحی بکشاند.آناتومی بدن،رژیم غذایی نامناسب […]

داشتن دندان هایی سالم با مصرف این خوراکی ها

اسید سیتریک موجود در میوه هایی مانند پرتقال و لیمو فرسایش سریع مینای دندان و شکل گیری پوسیدگی دندان را موجب می شود. با این وجود، نیازی نیست به طور کامل این میوه ها را کنار بگذارید. بهتر است در یک وعده از این قبیل میوه ها استفاده کنید و سپس دهان خود را با […]

از شستن سبزیجات با مایع ظرفشویی اجتناب کنید

اگر این خوراکی ها را تهیه کردید بلافاصله بهتر است آنها را شستشو داده و داخل فریزر نگهداری کنید و در یخچال حداکثر یک روز نگهداری نمایید. در صورت پختن آن مصرف کنید و آن را مجددا فریز نکنید. دکتر هاله تالایی، متخصص عفونی و فلوشیپ پژوهش مسمومیت ها در گفتگو با برنامه «فراسو» شبکه […]

علائم عفونت کلیه با این نشانه های هشدار دهنده

برای تشخیص مشکلات کلیوی در مراحل اولیه، معاینات بالینی و انجام آزمایشات شامل خون و ادرار ضروری است و در مراحل بعد در صورت نیاز با تشخیص پزشک سونوگرافی هم انجام خواهد گرفت. دکتر آریا جنابی، افزود: عفونت کلیه از بیماریهای شایعی است که در همه سنین اتفاق می افتد و درد در ناحیه پهلو، […]

10 روش حرفه ای برای مدل دادن به موهایتان با اتو مو

معمولا از اتوی مو برای صاف کردن فر موها استفاده میشه. اما خیلیا هم برای حالت دادن و فر کردن موها ازش استفاده میکنن. در ادامه ۱۰ روش برای مدل دادن به موها با اتو مو را آورده ایم که میتونه هر سلیقه و نظری رو جلب کنه. فر شلخته فر بلند حجم دادن به موهای بلند حجم دادن […]

چرا و به چه دلایلی باید گوش ها را هر روز ماساژ داد ؟

معمولا راه حل خیلی از ما برای رفع خستگی نوشیدن قهوه یا چای است. اما اگر تصمیم گرفته اید که مصرف روزانه کافئین را کم تر کنید یا اینکه دوست ندارید معتاد قهوه شوید راه حل دیگری هم هست که برای رفع خستگی می توانید به کار ببرید. راه حل: یکی از راه حل هایی […]

این مواد غذایی نباید هرگز در مایکروویو گرم شوند

غذایی که می خورید هر چقدر هم سالم و خوشمزه باشد اگر در مایکروویو گرم شود فواید سلامتی اش را از دست می دهد و باعث مسمومیت غذایی می شود. در این جا لیستی از غذاهایی که باید تازه و بلافاصله پس از پخته شدن مصرف شوند را آورده ایم. کرفس بهترین سبزی که می […]

تازه های داغ ترین اخبار
بیشتر >>
  • جدیدترین فناوری ها برای یافتن آتشنشانان مدفون در پلاسکو!

  • پیام رهبر معظم انقلاب در پی حادثه دردناک ساختمان پلاسکو

  • ماموریت رئیس مجلس به 3 کمیسیون برای بررسی حادثه پلاسکو

  • خبری جدید از نحوه واریز حقوق کارکنان دولت از سال آینده

  • ولخرج‌های فوتبال جزیره را بشناسید!

  • دیدگاه قاطع ایران عدم حضور آمریکا و حامیانش در اجلاس آستانه

  • «هر خانواده – یک امدادگر» تحقق نمی‌یابد؟!

  • تحلیل شکست سنگین فولاد خوزستان مقابل پرسپولیس

  • آزادسازی مقبره حضرت یونس(ع) در موصل

  • عربستان سعودی فاجعه ای تاریخی را رقم زد!

  • جزئیات دو تحریم ضد ایرانی که روز گذشته لغو شد!

  • دستگیری 9 راهزن مسلح در بزرگراه های تهران

  • درخواست بیشرمانه ۲۳ مقام آمریکایی از ترامپ!

  • بیش از ۵۰ درصد ثروت دنیا در دست ۸ ابرپولدار!

  • یک چهارم جوانان ایرانی ۱۵ تا ۲۹ ساله بیکارند!

  • ورود ۱۵۰ تروریست داعش با هواپیمای ترکیه به یمن!

  • ترامپ خویشتنداری «پوتین» را در برابر تحریمهای جدید آمریکا ستود

  • برترین و مخوف ترین نیروهای هوایی جهان را بشناسید!

  • آشنایی با خطرناک ترین افراد دنیا در اینترنت در سال 2016

  • دختر روس و رازی بزرگ در قتل سیاسی سفیر روسیه

  • اولین واکنش ترامپ به اقدامات اوباما علیه روسیه

  • داغ ترین اخبار
  • سیاسی
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • ورزشی
  • روایت تلخ زن جوان از خیانت شوهرش!

    مجموعه : حوادث

    اظهارات یک زن جوان که در جلسه دادگاه خانواده بیان شده است را در ادامه می خوانید.

    images123456667 روایت تلخ زن جوان از خیانت شوهرش!

    منشی دادگاه اسمش را صدا زد. می‌گوید رفتنم مثل زدن تیر خلاص است اما به خاطر بقیه زندگیم باید این تیر خلاص را بزنم. غزل زیبا و جوان است، تحصیلکرده و امروزی است اما دردش درد بی‌شمار انسان‌هایی است که طعم تلخ خیانت را چشیده‌اند. او داستان زندگیش را این‌گونه روایت می‌کند: با امیر علی در یک میهمانی خانوادگی آشنا شدم. پسر دوست پدرم بود و دورادور می‌شناختمش اما در این میهمانی نخستین بار بود که از نزدیک می‌دیدمش.

    وقتی بعد از شام قرار شد ساز بنوازد و بخواند ناخودآگاه این من بودم که جمع را ساکت کردم تا بتوانم صدایش را بشنوم. صدای نخستین سیم سه تار که بلند شد چشم‌هایم را بستم و خود را به هیأت دختری دیدم که شاهزاده رؤیاهایش با اسب سفید از دور دست‌ها به سمتش می‌آید. فرزند دوم و آخر یک خانواده کم جمعیت هستم.

    پدر و مادرم هر دو کارمند بودند اما پدر این چند سال بعد از بازنشستگی به تجارت مشغول شده و در این راه پیشرفت‌های چشمگیری داشته است. پدر و مادرم در سن بالا با هم ازدواج کرده بودند و به همین خاطر دو فرزند پشت سر هم را ترجیح داده بودند. برای تربیت ما وقت بسیاری گذاشته بودند و طبیعتاً من و برادرم انسان‌های موفقی بودیم. من عکاسی خوانده بودم و برای کنکور کارشناسی ارشد آماده می‌شدم.

    آن شب صدای ساز و آواز امیر علی مرا از خود بی‌خود کرد. خود را لامکان و لازمان احساس می‌کردم و هر صدایی که از ساز برمی‌خاست مرا بیشتر به سمت او جذب می‌کرد. میهمانی آن شب تمام شد و من از همان لحظه دنبال بهانه‌ای برای دیدار مجدد با او بودم. در راه برگشت به پدرم گفتم من هم علاقه‌مند شدم که به کلاس موسیقی بروم و اگر پدر اجازه دهد می‌خواهم با امیر علی مشورت کنم.

    پدر استقبال کرد و گفت که با او تماس می‌گیرد و مشورت‌های لازم را انجام خواهد داد. چند روز بعد پدر گفت که با امیرعلی صحبت کرده و او گفته در یک آموزشگاه سه تار آموزش می‌دهد. وقتی این را شنیدم دیگر جمله‌های بعدی پدرم را متوجه نشدم. همان روز به آموزشگاه رفتم. وقتی رسیدم امیر علی آنجا نبود گفتند که باید منتظر بمانم. یک ساعت بعد آمد. وقتی مرا دید لحظه‌ای مکث کرد و بعد انگار که به خاطر آورده باشد گفت شما غزل هستی؟ خیلی توی ذوقم خورد.

    هنوز یک هفته از میهمانی نگذشته چطور این‌همه مکث کرد تا مرا به خاطر بیاورد؟ مرا به اتاقش دعوت کرد و بلافاصله وارد بحث آموزش موسیقی شدیم. فهمیده بود که ساز یاد گرفتنم بهانه است و علاقه قبلی به این کار نداشتم. گفت در روز چقدر به موسیقی گوش می‌دهی؟ گفتم اغلب آخر هفته‌ها و این سؤال و جواب‌ها به این جمله ختم شد: «پس شما همین یکی دو روزه تصمیم گرفتید ساز زدن یاد بگیرید؟» از خجالت سرخ شدم. خودم را جمع و جور کردم و گفتم وقتی شما ساز می‌زدید مرا با دنیای جدیدی آشنا کردید. الان هم می‌خواهم آموزش ببینم. گفت راه سختی در پیش داری و باید زیاد تمرین کنی.

    کلاس‌ها شروع شد و من با جدیت می‌خواستم خودم را به او ثابت کنم، در نتیجه روند آموزشم بسیار سریع پیش می‌رفت و خیلی زود به مرحله بالاتری وارد شدم که چند هنرجوی دیگر هم داشت. امیر علی جدی بود و همین جذابیتش را دو چندان می‌کرد. رفته رفته بعد از چند ماه یخش باز شد و کمی به هم نزدیک شدیم، البته من برای به دست آوردن امیر علی راه سختی در پیش داشتم و آن هم عبور از دخترانی بود که همگی با هوش‌تر، زیباتر و جذاب‌تر از من بودند و امیر علی با آنها رابطه بهتری داشت. بعد از کلاس هنرجو‌ها جزئیات حرکات امیر علی را آنالیز می‌کردند و هر کس آن را به خودش ربط می‌داد اما من فرصت دیگری داشتم و آن هم دوستی پدرم با پدر امیر علی بود.

    یک روز به پدر گفتم که میهمانی‌ای ترتیب بدهد تا خانواده استادم به منزل ما بیایند. پدر پذیرفت و میهمانی برگزار شد. پدر امیر علی مرتب به چشم خریدار مرا ورانداز می‌کرد و به پدرم می‌گفت: سعید! دختر زیبا و هنرمندی داری. بنابراین موفق شده بودم دل پدر و مادرش را به دست بیاورم. ماه‌های بعد از آن چندین رفت و آمد دیگر بین خانواده‌ها برقرار شد.

    یک روز بعدازظهر تلفن مادرم زنگ خورد. مادر امیر علی بود و گفت می‌خواهند برای امر خیر به منزل ما بیایند. در پوست خودم نمی‌گنجیدم. بالاخره موفق شده بودم شاهزاده سختگیر و عبوس را سوار اسب سفید بختم بکنم. حال و هوای امیر علی بعد از خواستگاری عوض و به مراتب صمیمی‌تر از قبل شد. از من خواست که دیگر به آموزشگاه نیایم من هم پذیرفتم چون تحمل دخترهای آنجا که هر کدام یک رقیب محسوب می‌شدند برایم آزاردهنده بود. گمان می‌کردم به تمام آرزوهایم در زندگی رسیده‌ام و همه چیز زیباتر شده بود. رؤیایی‌ترین روزهای زندگی‌ام را تجربه می‌کردم و شاد بودم. امیر علی هم هر از چندگاهی برای کنسرت‌های مختلف به سفر می‌رفت و من به انتظارش ساعت‌های کشداری را می‌گذراندم.

    سرانجام در یک روز بهاری ۳ سال پیش مراسم ازدواجمان برگزار شد و پا به زندگی و خانه مشترک هم گذاشتیم. آموزش موسیقی بخشی از شغل و محل کسب درآمد ما بود برای همین امیر علی کلاس‌هایش را بیشتر کرد و حتی شاگرد حضوری هم پذیرفت. از کارش و اینکه مدام با دختران جوان در تماس باشد راضی نبودم اما چاره دیگری نبود. اوایل شاگردها به خانه ما می‌آمدند اما رسماً آرامش خانه را به هم می‌ریختند این شد که به درخواست من کلاس‌های حضوری در منزل هنرجوها برگزار شد.

    در بین هنرجوهای امیر علی یک دختر از همه قدیمی تر بود و من بشدت رویش حساس بودم. سعی می‌کردم تمام آنچه بین او و امیر علی می‌گذشت را پیگیری کنم اما این مسأله بشدت امیر علی را ناراحت می‌کرد و چند بار سر این موضوع با هم درگیر شدیم. مدام می‌گفت تو به من اعتماد نداری و اگر به من اعتماد نداری چرا با من ازدواج کردی؟ و من هم سؤالم این بود که این هنرجو چند سال است آموزشش تمام شده به چه منظور هنوز باید به طور خصوصی برای تدریس به منزلش بروی؟

    خلاصه کشمکش زندگی ما از همین نقطه آغاز شد و پس از یک سال بهشت زندگی را تبدیل به جهنم سوزان کرد. کنجکاوی و شک به جانم افتاده بود و لحظه لحظه زندگی را به کامم تلخ می‌کرد. چند وقت بعد تیر خلاص از چله رها شد؛ یکی از دوستان دانشگاهم که شهرستانی بود با من تماس گرفت، صدایش ملتهب بود و معلوم بود می‌خواهد چیزی بگوید اما توانایی‌اش را ندارد. از من پرسید امیر علی کجاست؟ من هم گفتم اتفاقاً برای کنسرتی به شهر شما آمده است و به او گفتم می‌توانم برای اجرای امشب برایش بلیت تهیه کنم. او گفت امیدوار است چیزهایی که دیده درست نباشد اما لازم است که مرا مطلع کند. گوش‌هایم ناگهان کر شد و چشم‌هایم سیاهی می‌رفت؛ گفت امیر علی را با یک خانمی در رستوران هتلی دیده که دو نفری با هم شام می‌خوردند. کنجکاو شده و دیده که بعد از صرف شام تنها یک کلید گرفتند و به یک اتاق رفتند. وقتی از رسپشن هتل در این مورد سؤال کرده پاسخ این بوده که ما تنها به زن و شوهرها با مدارک معتبر اتاق مشترک می‌دهیم.

    گوشی تلفن از دستم رها شد و دیگر هیچ چیزی نمی‌شنیدم. لحظه‌ای به خودم آمدم و شماره یکی از نوازندگان گروه را گرفتم، او گفت که دیروز بعداز ظهر آخرین اجرا بوده است و آنها به تهران برگشته‌اند. احساس خفگی می‌کردم. وقتی دیروز صبحش تماس گرفته بود که اجرا یک شب دیگر تمدید شده خوشحال شدم که پول بیشتری به دست می‌آوریم. نتوانستم و نخواستم با امیر علی تماس بگیرم. جرأتش را هم نداشتم که با خانواده‌ام موضوع را در میان بگذارم. برای همین خودم را در خانه حبس کردم و فقط اشک ریختم.

    کنجکاو بودم بدانم امیر علی با چه کسی که همسرش هم بوده شب را گذرانده است! در همین حال و احوال مدام به خودم می‌گفتم شاید همکلاسی‌ام اشتباه کرده و امیر علی را با فرد دیگری اشتباه گرفته است اما گروه که از سفر برگشته بودند او چرا نیامده بود؟ امیر علی یک پیامک فرستاد که شب پرواز می‌کنند و احتمالاً نزدیک صبح به خانه خواهد رسید. دوباره در افکار متلاطم خودم غرق شدم. حول و حوش ۳ صبح کلید در چرخید و امیر علی وارد منزل شد. من هم از بعد از ظهر نه چیزی خورده بودم و نه خوابیده بودم. این قدر گریه کرده بودم که چشم‌هایم کاملاً متورم شده بود. روی کاناپه دراز کشیده بودم. بدون اینکه سرم را از زیر پتو بیرون بیاورم یا سلام و کلام دیگری بینمان رد و بدل شود پرسیدم در کدام هتل اقامت داشتند.اسم هتل را که گفت گریه امانم نداد و خیلی زود به شیون تبدیل شد.

    امیر علی ترسیده بود و به کنارم آمد. گفتم امیر علی تو زن داری؟ چشم‌هایش از تعجب گشاد شد و گفت تو زن من هستی. گفتم بجز من؟ متوجه استرسش شدم. جواب نداد و شروع کرد به طفره رفتن. گفتم ولی تو یک شب بیشتر از سایر افراد گروه ماندی، در یک اتاق مشترک با همسرت! و همه اینها را با داد و فریاد و کوفتن مشت به دیوار از او پرسیدم و او انکار می‌کرد و می‌گفت دوباره توهمم عود کرده و… با عصبانیت و این استدلال که تو به من اعتماد نداری و دنبال بهانه هستی و… مرا رها کرد و رفت دوش بگیرد اما من از شدت ضعف از هوش رفتم و صدای اصابتم به زمین او را از حمام بیرون کشید. دیگر چیز زیادی یادم نیست. با خواهرش که پزشک بود تماس گرفت تا بالای سرم بیاید. چشم‌هایم را که باز کردم کنارم به خواب رفته بود. نگاهش کردم و از خودم پرسیدم چند سفر رفته و به بهانه اجرا به من دروغ گفته است؟ اصلاً این زن چه کسی است؟ به قیافه امیر علی و هیچ کدام از رفتارهایش نمی‌آمد که خیانتکار باشد. بیدارش کردم و از او خواستم بیشتر عذابم ندهد. اول انکار کرد ولی بعد که تهدید کردم با هتل یا با همگروهی‌هایت تماس می‌گیرم جا خورد و گفت قضیه آن‌طور که فکر می‌کنم نیست.

    اشک‌هایم می‌بارید. امیر علی را دوست داشتم. خودش را، بویش را و نگاهش را و حالا زن دیگری با من در همه اینها شریک شده بود. امیر علی حرف می‌زد و آن زنی که از او نام می‌برد سارا بود؛ همان دختری که سال‌ها شاگردش بوده است. گفت که واقعاً نتوانسته خودش را کنترل کند برای همین او را شش‌ماهه صیغه کرده است. دست‌هایم را گرفته بود و می‌گفت که جبران می‌کند. می‌گفت اصلاً سارا هم قصد ازدواج با او را ندارد و می‌خواهد به خارج از کشور برود و این یک تصمیم اشتباه برای پایان دادن به یک رابطه قدیمی و چند ساله بوده است. سارا قرار است برود و در آخرین روزهای حضورش در ایران خواسته که وقت بیشتری با هم بگذرانند، اما نه برای من و نه برای هیچ زنی روی کره زمین پذیرش چنین چیزی قابل قبول نیست.

    به او گفتم احتیاجی نیست که از سارا جدا شود. من از زندگی‌اش بیرون می‌روم. خیانت کردن برای این مدت طولانی چیزی نیست که بتوان نادیده‌اش گرفت. گفتم که برای مدتی از خانه برود تا من خودم را جمع و جور کنم و موضوع را با خانواده‌ام در میان بگذارم. او چند روز به خانه خواهرش رفت و از من خواست که نگذارم به خاطر یک اشتباه! زندگی خوبمان از هم بپاشد. «من تو را دوست دارم و طلاقت نمی‌دهم!» یک هفته تنها در خانه بودم. خودم را برای تصمیم بزرگ آماده می‌کردم. مطمئن بودم امیر علی برای اینکه آبرویش پیش پدر و مادرش و شاگردانش نرود به من می‌گوید که دوستم دارد. در این زمان حسابی وضعیت سارا و امیر علی را رصد کردم، اطلاعاتی راجع به گذشته و آنچه بینشان بود به دست آوردم و حتی فهمیدم در چند ماه اخیر چند سفر دو نفره رفته‌اند. تک تک هتل‌هایی که در آنجا اقامت داشتند را پیدا کردم. کار زجر‌آوری بود اما یک اشتباه نبود که به راحتی بتوان از آن گذشت. تصمیمم را گرفتم و پدر و مادرم را خبر کردم.


    _____________________________________________________________________________
    همچنين مطالعه بفرماييد...
    _____________________________________________________________________________
  • تازه ها
  • مطالب هفته
  • مطالب ماه
  • دانش و فناوری
    توصیه های پزشکی
  • هر آنچه باید در خصوص جراحی باریاتریک بدانید

  • طب سوزنی راهی مطمئن برای درمان یبوست مزمن

  • علائم عفونت کلیه با این نشانه های هشدار دهنده

  • چرا و به چه دلایلی باید گوش ها را هر روز ماساژ داد ؟

  • ۱۰ نشانه مهم از بیماری‌ های کلیوی که باید بدانید

  • تازه های تصاویر
    بیشتر >>
  • تصاویری جالب و تماشایی از زندگی عجیب قورباغه ها

  • تصاویری دیدنی از عکاسان حرفه ای بدون دستکاری های فتوشاپی

  • نقاشی هایی خلاقانه و هنرمندانه به کمک سنگ های ساحلی

  • شکار لحظه ها : زمانی که طبیعت تبدیل به کمدی می شود!

  • نقاشی و طراحی های مینیاتوری زیبا بر روی اشیاء کوچک

  • برندگان مسابقه عکاسی “دنیایی که هرگز ندیده اید” مشخص شدند

  • پرتره هایی خلاقانه و زیبا از حیوانات روی پر پرندگان

  • خطرناک‌ترین جانداران قاتل جهان را بشناسید + عکس

  • تصاویری زیبا از اعماق دریا که شما را شگفت زده خواهند کرد

  • عکس هایی دیدنی از تصاویر تلفیقی روز و شب در استانبول

  • نگاهی گیرا بر شگفت انگیز ترین مجسمه های دنیا

  • تصاویری بسیار زیبا از فستیوال سگ هندوها

  • پرتره های ساخته شده بسیار زیبا از ترکیب میوه های ارگانیک

  • نقاشی هایی خلاقانه از دختران زیبا با لباس های گلی

  • پرتره های کوئیلینگ کاغذی با ادغام در چهره کهنسالان

  • تصاویری زیبا و خیره کننده از فستیوال کوه سوزان در ژاپن

  • تصاویری سحرآمیز و فوق العاده زیبا از کرم های شب تاب در ژاپن

  • ترسیم نقاشی‌های حیرت انگیز “هایپر رئالیسم” با زغال و گرافیت

  • نامرئی در روز: مجموعه تصاویر الهام بخش “میکو لاگرستد”

  • تصاویری منتخب از مسابقه عکاسی سفری گاردین ریدرز

  • نقاشی هایی هایپر رئالیست از جواهرات بسیار زیبا

  • تصاویری زیبا از نقاشی هایی که با اشیاء تکمیل شده اند!

  • نقاشی هایی برگزیده از هنرهای خیابانی اساطیری

  • تازه های دنیای مد و پوشاک
    بیشتر >>
  • چگونه یک کلاه زیبا و مناسب صورت مان انتخاب کنیم؟

  • انتخاب بهترین نوع لباس بر اساس انواع مختلف تیپ بدنی

  • بهترین و مناسب ترین عطرهای زنانه برای تمام مناسبت ها

  • راهنمای اصولی و حرفه ای برای انتخاب شلوار جین مردانه

  • شرابی و طوسی بهترین ترکیب رنگ مخصوص لباس های پاییزی

  • ۱۶ سبک و مدل شیک برای پوشیدن شال های پشمی شطرنجی

  • ۱۶ مدل خاص و زیبا از پوشش های پاییزی با پانچو

  • اشتباهاتی که ما در انتخاب لباس مناسب مرتکب می شویم

  • ۱۰ برند معتبر و خاص از معروف ترین و لوکس ترین جواهرات دنیا

  • بهترین روش های بستن شال جهت داشتن ظاهری باوقار

  • ترکیب هایی زیبا از لباس های خاکستری رنگ مناسب فصل پاییز

  • ۱۰ ساعت گران قیمت و لوکس برای هدیه دادن به خانم ها

  • ست لباس پاییزی با نیم بوت های زیبا برای فصل پاییز

  • کیف های فوق لوکس که فریاد می‌زنند: “صاحب من پولدار است”

  • با رنگ های لباس های رویایی مخصوص پاییز امسال آشنا شوید

  • بدون هزینه های سنگین هم می توان ظاهر خوبی داشت

  • لباس های شیک ، زیبا و خنک مخصوص فصل تابستان

  • منتخبی زیبا و خاص از لباس های شیک برای کودکان

  • منتخبی خاص از زیباترین مدل های شال و روسری

  • ۵ عطر منحصر به فرد مردانه مناسب خانم ها !

  • این عطرهای تابستانه شما را با خود به سواحل دریا می برند!

  • ۱۶ روش زیبا و متفاوت جهت بستن حرفه ای دستمال سر

  • بررسی و معرفی بهترین عطرهای تابستانه برای آقایان

  • کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به سایت کلکسیون برتر می باشد.